|
بسم الله الرحمن الرحيم دوستان آ ئيد همراهي كنيم نفس خود عاري ز گمراهي كنيم منكر اندر چشم ما معروف شد هر چه شيطان زين سبب مشعوف شد جمله عالم شد مطيع امر او ادعاي ما بود در گفتگو تا به كي در خواب غفلت سر بريم كي ز اشيا ء جهان ما كمتريم چند روزي داده شد مهلت به ما تا چه باشد وضع ما در انتها كي عمل بر امر قرآن كرده ايم كي رها خود را ز شيطان كرده ايم چون زبان ما شده فحاش و بد مي زند بر حرف حق او دست رد گريه دارد حال زار ما اگر مست و لا يعقل بماند همچو خر سر به آخوركردن آن را لايق است ليك مسلم بر خدايش عاشق است اي خدا ديگر مرا بيدار كن از گناه و معصيت بيزار كن |
يارحمن
مادري با دختري در راه بود
گوئيا در مغز دختر كاه بود
او حيا و شرم را گم كرده بود
در تماشا جمله مردم كرده بود
گاه خنديدي به آواي بلند
كه منم عاقل همه مردم خلند
مو ي سر از هر طرف كرده برون
يا كه شيطان كرده بهر او فسون
پيش خود از باحجابان ننگ داشت
بهر خود آرايشي صد رنگ داشت
با حجاب و چادر و با مقنعه
سخت باشد زندگي بااين همه
پس چرا تن را به زندان كرده اند
يا كه خود همچون اسيران كرده اند
چيست اين چادر كه بر سر مي نهند
پاي خود در كوچه كمتر مينهند
خود مقيد كرده آزادي خود
بلكه مخفي كرده اند شادي خود
خنده مستانه از آنها نديد
يا عملهاي وقيحانه كه ديد
دخترك در اين تفكر غرق بود
بين او با ديگران صد فرق بود
او رها كرده خدا و هم حجاب
كه بيامد دراحاديث وكتاب
آنچه هر عاقل نمايد انتخاب
وانچه از بهرش به پا شد انقلاب
انقلاب احياگر اسلام و دين
بود با دست امام نازنين
مادرش چادر به سر همراه او
يك عدد ظاهر نشد از تار مو
گر بپرسي اين چرا وآن چرا ؟
گويدت هر كس كند دلخواه را
من چنين عادت نمودم زندگي
او جوان و بايدش سرزندگي
ليك مادر گرچه او محجوب بود
استناد وي بسي معيوب بود
كاين حجاب از سوي خالق آمده
بهر سالم زيستن ، بهر خلائق آمده
كس نديده كه جواهر درجهان
آن رها گردد ميان مردمان
بي حجابي بهر زن يك آفت است
با حجاب از فتنه و شر راحت است
گر گناه ديگران رامنشا اوست
در قيامت شر آن بر پاي اوست
