12. تجدد و نوطلبى
يـكـى از ويـژگـى هاى دوره جوانى , گرايش به تجدد و نوگرايى است .
جوانان شيفته سبك هاى نـوين در روزگار خود هستند .
آنها به هر چيز تازه اى با خوش بينى مى نگرند, از اين رو اگر آنها را بين دو فكر نو و قديمى , دو لباس جديد و سنتى , دو روش امروزى و ديروزى مخير سازند, چيز نو و تـازه را انـتـخـاب مـى كنند .
جوانان كتاب هايى را مى خوانند كه نوآورى داشته باشد, اشعارى را مـى پـسـندند كه تازه و جديد باشد, لباس ها و ساختمان ها و وسايل نقليه اى را دوست دارند كه به سبك نوين در بازار عرضه شده باشد .
جـوانـان شديدا به هر چيز نو با عينك خوش بينى مى نگرند و بعضى مواقع از بزرگسالان به علت تمايل نداشتن به افكار نوو وسايل جديد گله مند هستند .
گـرچه گرايش به وسايل و روش هاى نو و تجدد طلبى امرى طبيعى در جوانان است , اما جوانان عـزيز بايد نظر داشته باشند كه به نام تجدد و نوگرايى و تنوع طلبى , در مدگرايى افراط نكنند و معيار خوبى و بدى را جديد بودن و قديمى بودن قرار ندهند و بايد به اين مساله مهم توجه داشته باشند كه حس نوگرايى را نبايد در اصول ثابت زندگى دخالت دهند و به بهانه نوگرايى از اصول ثـابت زندگى و اصول اخلاقى و انسانى دست بردارند, بلكه اين نوع گرايش در حد طبيعى خود بايد در امور متغير زندگى باشد, نه در امور ثابت و جاويد .
در احـكام ثابت الهى كه از روى فطرت و مصلحت واقعى تدوين شده است , اصل نوگرايى را نبايد حـاكـم كنند, مثلا نبايد فكر كنند چون عفت , حجاب , امر به معروف , تقوا, بندگى خدا, اخلاق و امـثال اينها امرى قديمى و سنتى است , بايد از صفحه روزگار كنار رود و به جاى آن , بى حجابى , بـى عفتى , بى تقوايى و خودپرستى قرار گيرد, زيرا اگر جوانان ما بخواهند در اصول ثابت انسانى نـوگـرا بـاشـنـد, قـطعا با از دست دادن بسيارى از ارزش هاى معنوى , اخلاقى و انسانى روبه رو خواهند شد كه اين كار هم براى جوانان و هم براى جامعه مضر و خطرناك است .
13 . غريزه جنسى
دوره جـوانـى , زمـان بيدارى غريزه جنسى است .
تا جوانان به چنين سنى پا نگذاشته اند, چيزى به عـنوان غريزه جنسى و تمايل به جنس مخالف احساس نمى كنند, اما همين كه وارد دوران جوانى شـدنـد, ايـن غـريـزه سر از خواب برمى دارد و بيدار مى شود و جوانان را متمايل به جنس مخالف مـى كـند .
خداوند حكيم براى تداوم نسل بشر, اين غريزه را كه بسيارهم قوى است , در نهاد انسان گـذاشـتـه اسـت .
اين غريزه علاوه بر اين كه وسيله اى جهت تداوم نسل بشر است , از عوامل مهم لـذت و كـامـيـابى در زندگى است .
در بين متفكران در مورد غريزه جنسى بشر در طول تاريخ , نـظـرهايى ابراز شده است كه بعضى از آنها خالى از اشكال نيست و در اين ميان , تنها يك نظر, راه اعتدال و راه فطرت است : راه اول : نـظريه كسانى است كه معتقد به از بين بردن غريزه جنسى هستند و مى گويند: آميزش جنسى , امرى منفور و حيوانى است و در شان انسان نيست .
بسيار بوده اند كسانى كه از اين نظريه پيروى كرده اند و خود را از يك امر طبيعى و خداداد محروم كرده اند و در اين راه هم كسانى بوده اند كه تحت عنوان تكامل و تعالى روح , به چنين كارى دست زده اند .
اين راه , راه تفريط و ظلم به غرايز و طبيعت بشر است .
راه دوم : نظريه كسانى است كه درست مخالف گروه اول هستند, يعنى كسانى كه راه را به افراط پـيـمـوده اند و معتقدند كه غريزه جنسى را در هر شرايطى كه باشد بايد اشباع كرد و به هيچ وجه نبايد جلو آن را گرفت و به محدوديت هاى اجتماعى , قانونى , اخلاقى و مذهبى در اين مورد نبايد تـوجـه كـرد, بلكه سعادت انسان در گرو اشباع اين غريزه در هر شرايط است .
اين نظريه , كه نظر فـرويد و پيروانش است , بزرگ ترين ضربه به پيكر اخلاق , عفت عمومى , ارزش هاى انسانى , جوامع بشرى و جوانان زده است و بسيارى را به منجلاب فساد و تباهى كشانده است .
اين نظريه , هنگامى اثـرهاى منفى بيشترى را به دنبال دارد كه توجيه علمى و روان شناسانه هم برايش بشود و چنين فـرض شـود كـه فـطرت بشر, خواستار چنين اشباعى در غريزه جنسى است و اگر آن را محدود كـنـيـم , صـدمـه هـايـى بر پيكر روان وارد كرده ايم , حال آن كه اين فرويد و پيروانش هستند كه بزرگ ترين ضربه را بر روان انسان ها بويژه نسل جوان وارد كرده اند .
راه سـوم : راه اعـتـدال و راه فطرت است , نظريه پيامبران الهى و پيروان واقعى آنهاست .
طبق اين نـظـريـه , نـه سـركـوبى مطلق غريزه جنسى پسنديده است و نه افراط و زياده روى در اين غريزه مـمـدوح اسـت , بلكه اين غريزه هم مانند ساير غرايز بايد در حد طبيعى و فطرى اشباع شود و در چارچوب مسائل خانوادگى , اخلاقى و اجتماعى به آن جواب مثبت داده شود .
پـس جـوانان عزيز بايد بدانند اين غريزه بسيار قوى و تند است و همچون شعله آتش است كه اگر زبانه بكشد, تمام فضايل را در وجود انسان مى سوزاند و رودخانه اى است كه اگر طغيان كند, همه چيز را مى برد و تخريب مى كند, لذا جوانان بايد در محدوده اصول اخلاقى , مذهبى و اجتماعى به اشـبـاع ايـن غـريزه بپردازند و بهترين راه براى اين كار ازدواج است و اگر امكان ازدواج برايشان نيست با صبر و پاكدامنى در انتظار زمان ازدواج باشند و اهتمام ورزند از راه هاى شيطانى به اشباع اين غريزه نپردازند كه عاقبت خوبى نخواهد داشت .undefined
نویسنده : mahdy farokh ; ساعت ۱۱:۱٢ ق.ظ روز پنجشنبه ٤ اردیبهشت ،۱۳۸٢
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
