8 . گروه گرايى
از ديگر ويژگى هاى نسل جوان گروه گرايى است .
جوانان شديدا از گمنامى و تنهايى تنفر دارند و عـلاقـه مـندند در يك گروه و تشكيلات با ديگر همسالان خود فعاليت كنند .
جوانانى كه موفق نـمى شوند در گروه و دسته اى راه يابند, غالبا به تزلزل شخصيت و خودكم بينى مبتلا مى شوند و در نتيجه ممكن است در صحنه اجتماع و زندگى با مشكل روحى روياروى گردند .
تمايل به گروه و جمع , كه خداوند حكيم در فطرت جوانان قرار داده است , مى تواند در پيشرفت اجـتـمـاعـى و كـسـب تجارب و اعتمادبه نفس آنان نقش بسزايى داشته باشد .
اما نكته مهمى كه جـوانـان بـايـدبـدانـند, اين است كه سعى كنند خود را در گروه هايى قرار دهند كه از هر جهت (مـكـتـبـى , اجتماعى , خانوادگى وب) سالم باشند و مربيان هم بايد جوانان را به سوى گروه هاى سالم رهنمون گردند, بايد دانست اگر جوان از گروه سالم محروم ماند وسرخورده شد, قطعا به گروه هاى ناسالم مى پيوندد تا از تنهايى وگمنامى رهايى يابد .

9 . نقش پذيرى
نقش پذيرى از ويژگى هاى ديگر دوره جوانى است .
روحيه نقش پذيرى ممكن است در ديگر دوران زندگى هم وجود داشته باشد, اما اين حالت در دوره جوانى , آن قدر شديد است كه مى توان آن را از خصوصيات دوره جوانى شمرد .
امروزه دانشمندان معتقدند كه محيط اجتماعى , اثرهاى زيادى در تشكل شخصيت و رفتار جوانان دارد, لذا در آثار دينى وارد شده كه : انما قلب الحدث كالارض الخالية ما القي فيها من شى ء قبلتها .
هـمـانـا قـلـب جـوان مـانند زمينى خالى و دست نخورده است كه هر بذرى در آن افشانده شود مى پذيرد و مى پرورد .
جرج ميد مى گويد: فرد بيشتر براثر همكارى و تماس با افراد پيرامون خويش , خود را مى شناسد .
از طرف ديگر, جامعه بر اثر توقعاتش از فرد و تصديق يا نهى رفتار اشخاص در تعيين نوع شخصيت فرد, اثر فراوان دارد و طـبـيـعى است كه در يك جامعه پيچيده , مانند جوامع امروزى ما كه اختلاف ذوق و ناهمجنسى شديدى وجود دارد, تعدد نوع شخصيت فراوان است .
گفته شد, جوانان حالت نقش پذيرى قوى دارند, لذا فرهنگ حاكم بر جامعه و محيط مى تواند اثر شـگـرفـى بـر تـكـويـن شـخـصـيـت آنان داشته باشد .
با نظر به اين ويژگى , جوانان بايد متوجه غـذاهـاى فكرى و روحى خويش باشند, بايد دريابند با چه كسانى رفت و آمد دارند, چه كتاب هايى مـطـالـعـه مى كنند, در چه مجالسى شركت مى نمايند و چه فيلم هايى را مشاهده مى كنند, زيرا غفلت از اين امر, ضربه هاى جبران ناپذيرى بر آنان وارد خواهد كرد .

  
نویسنده : mahdy farokh ; ساعت ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٢ فروردین ،۱۳۸٢


 

7 . طغيان غرايز
از جـمله ويژگى هاى دوران جوانى , داشتن احساسات تند است .
جوانان در دوره جوانى به شدت تـحـت تـاثير احساسات و تمايلات هستند و آن چنان در اين بعد قوى هستند كه گاهى با مسائل مـنـطـقـى و عـقـلى قطع رابطه مى كنند و آنها را در شان خود نمى دانند و انسان هاى معقول و مـنـطـقى در نظرشان كوچك و ناچيز به حساب مى آيند و اين خطر بزرگى است , زيرا گاهى با تصميمى كه جنبه عقلانى ندارد, ممكن است خود را دچار تيره روزى و سياه بختى نمايند .
گـرچـه انـسـان در هـر سـنى در معرض احساسات و غرايز خويش است , اما اين غرايز در جوانان خطرآفرين تر است , زيرا از طرفى , امواج خواهش ها در درياى وجودشان به حركت در آمده است و از طـرف ديگر, از تجربه كافى بهره مند نيستند, لذا بايد خيلى مواظب باشند طبق هر خواسته اى عـمل نكنند, بلكه با تقويت اراده و تعقل و بعد معنوى سعى كنند برخواسته هاى غير منطقى غلبه يـابـنـد, زيرا اگر عقل جوان بر غرايز چيره نشود, قطعا احساسات و غرايز بر عقلش استيلا خواهد يافت و آن را به اسارت خواهد برد .
آلكسيس كارل مى گويد: حـالات عـاطفى , رنج ها و شادى ها و عشق و كينه ما هر لحظه در طرز تفكر موثر است .
كسى كه فـكـر مى كند يا مطالعه و قضاوت مى نمايد, در عين حال ممكن است تحت تاثير اميال و آرزوها و شـهوات خود خوش بخت يا بد بخت , مضطرب يا آرام , بشاش يا افسرده باشد, به اين ترتيب , جهان در ديـده مـا بر وفق حالات عاطفى و فيزيولوژيكى كه در عمق متغير, شعور ما را در حين فعاليت فكرى مى سازد, نماهاى مختلفى به خود مى گيرد .
مى دانيم كه عشق , كينه , خشم و ترس مى تواند حتى منطق را منحرف و مختل سازد .
بـزرگـان ما به سبب طوفانى شدن غرايز در جوانى , جوانى را از اقسام مستى و شعبه اى از جنون مى دانند .
البته اين حكم براى جوانانى است كه غرايز خود را كنترل نكرده اند, وگرنه جوانانى بوده و هستند كـه بـراثـر رعـايـت تـقـوا و تعقل و اراده به مراتب بالايى رسيده اند و غرايز را مقهور عقل خويش ساخته اند .

  
نویسنده : mahdy farokh ; ساعت ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٠ فروردین ،۱۳۸٢