مهماني تو جاي من توبه شكن نيست
من بنده رسوا و خطا كار تو هستم
با روي سيه گر سر اين سفره نشينم
ترسم همه فهمند گنه كار تو هستم
مهمان به سراي تو چو گل جلوه نمايد
من آن علف هرزه به گلزار تو هستم
خوبان همه مشتاق و خريدار تو باشند
ليكن من دون ياغي بازار تو هستم
تا كي تو كشي ناز مرا دلبر يكتا
يارب به خودت در عجب ازكار تو هستم
با آنكه غريق گنهم داده ندايي
من منتظر لحظه ديدار تو هستم
اي بنده شرمنده آلوده بيا تو
پوشنده عيب تو واسرار تو هستم
بار دگري توبه كن اي توبه شكسته
چون طالب چشمان گهر بار تو هستم
مهماني ما را به قدومت بنما گرم
باز آ تو به سويم كه خريدار تو هستم
اي بنده غفلت زده كجايي ------ تا كي كني از خالقت جدايي
من آشتي كردم چرا تو قهري ------- من دوستي كردم تو بي وفايي
تاكي بود چشمان من به راحت------ تا اينكه يك شب بر درم بيايي
شرمي نما از خالق كريمت ---------كي طي شود دوران بي حيايي
نویسنده : mahdy farokh ; ساعت ٦:۱۸ ق.ظ روز دوشنبه ٧ بهمن ،۱۳۸۱
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
