بنام خدا
يه روز يه باغبونی يه مرد آسمونی
نهالی کاشت ميون باغچه ی مهربونی
می گفت سفر که رفتم يه روز و روزگاری
اين بوته ی ياس من می مونه يادگاری
هر روز غروب عطر ياس تو کوچه ها می پيچيد
ميون کوچه باغا بوی خدا می پبچبد
اونايي كه نداشتند ،از خوبيا نشونه
ديدن كه خوبي ياس ، باعث زشتيشونه
عابراي بي احساس پا گذاشتند روي ياس
ساقه هاشو شكستند آدماي ناسپاس
ياس جوون برگمون تكيه زدش به ديوار
خواست بزنه جوونه اما سر اومد بهار
يه باغبون ديگه شبونه ياسو برداشت
پنهون زنامحرما تو باغ ديگهاي كاشت
هزار ساله كوچه ها پر ميشه از عطر ياس
اما مكان اون گل مونده هنوز نا شناس
با سلام
امروز ميخواهم از دوست عزيزم آقای حسينی پور تشکر کنم
دوستان و جوانان خوب ايران بياييد با اميد زندگی کنيم و آستين همت را بالا بزنيم و بدون توقع از ديگران خود راه سعادت را برای خود رقم بزنيم و اگر چنين شد به نيمی از اهداف زندگيمان رسيده ايم . بيائيد برای شروع يا علی بگوئيم و تلاش کنيم .
مرا از نظرات خود بی نصيب نکنيد . متشکرم
با اميدی تازه
سلام دوستان
با اميدی تازه آمدم تا مطالبی را هر چند ناقابل عرضه کنم و اميدوارم که قابل باشم و .....
موفق باشيد .
